|
|
|
|
عشق غالبا یک عذاب است اما محروم بودن ار ان مرگ است تقدیم به بهترین کسم... محمد
+
تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 17:40 نويسنده هستی
|
دلا تا کی بدین زاری ز درد عشق بیماری
به دام زلف او تا کی چنین محزون گرفتاری شب یلدای حزن یار شد شام غریبانم یقین تا صبح محشر اینچنین سر در گریبانم به گوش دل پریشان نعش امواجی ست بی سامان به ساحل می برد تابوت آن امواج سر گردان به دشت سینه ام گنجی ست در مخروبه ی یادت پریوش در قیامت داد میگیرم ز بیدادت بیا با این دل سرگشته ام لَختی مدارا کن بیا پیش از وفاتم مهرورزی را هویدا کن
+
تاريخ یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 13:29 نويسنده هستی
|
هر چی مهربونتر باشی بیشتر بهت ظلم میکنن هر چی صادق تر باشی بیشتر بهت دروغ میگن هر چی دلسوزتر باشی بیشتر سرت کلاه میذارن هر چی قلبتو آسونتر در اختیار بذاری راحت تر لهش میکنن هر چی آرومتر باشی فکر میکنن آدم ضعیفی هستی هر چی بیشتر به فکر دیگران باشی بیشتر حقتو میخورن هر چی خودتو خاکی تر نشون بدی واست کمتر ارزش قائلن
+
تاريخ یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 13:19 نويسنده هستی
|
خداحافظ گل لادن تموم عاشقا باختن خداحافظ همين حالا، همين حالا كه من تنهام
+
تاريخ شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 13:10 نويسنده هستی
|
ماه به من گفت : اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی ؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم : آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی ؟
۱۰۰ بار از ۹۰ نفر ۸۰ سوال کردم، ۷۰ نفر آنها به ۶۰ سوال من ۵۰ جواب دادند ۴۰ روز گشتم ۳۰ روز غذا نخوردم ۲۰ روز نخوابیدم وبه ۱۰ شهر رفتم در ۹ خانه را زدم ۸ نفر آنها در را برویم گشودند ۷ نفر آنها ۶ آدرس صحیح به من دادند ۵ بار آدرس را خواندم ۴ بار دنبال تو گشتم ۳ در را زدم تا ۲ روز بعد تو را یافتم تا ۱ بار بگویم دوستت دارم
+
تاريخ سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 12:41 نويسنده هستی
|
واین است عشق.................
+
تاريخ سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 12:12 نويسنده هستی
|
*خداحافظ برای تو چه آسان بود*
ولی قلب من از این واژه لرزان بود خداحافظ برای تو رهایی داشت برای من غم تلخ جدایی داشت خداحافظ طلوع من غروب من خداحافظ تو ای محبوب خوب من سلام تو طلوع پاک شبنم بود غروب ظلمت و تاریکی و غم بود سلام تو شروع آشنایی ها نوید مهربونی ها تمام هم زبونی ها خداحافظ طلوع من غروب من خداحافظ تو ای محبوب خوب من
+
تاريخ سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 11:55 نويسنده هستی
|
یادم باشد در برابر فریاد ها سکوت را نشان
و در برابر سختی ها اسانی را دعا و در برابر عاشقی ها خیانت را درمان یادم باشد در برابر گریه ها خنده را راه یک طرفه بدانم یادم باشه در برابر طوفان با نسیم همسفر باشم و در برابر خورشید با باران یادم باشه زمانی که خودکار رادر دست می گیرم بیادت با مداد سیاه عکس عشق را نقاشی و در برابر دل شکستم نامت را یاد کنم !
(شاعر : هستی)
+
تاريخ یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 17:41 نويسنده هستی
|
تو غربتي كه سرده تمام روز و شبهاش غريبه از من و ما عشق من عاشقم باش عشق من عاشقم باش كه تن به شب نبازم با غربت من بساز تا با خودم بسازم
از خود گذشتن من يعني به تو رسيدن
+
تاريخ یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 15:13 نويسنده هستی
|
زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم،نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ... زیباترین سخنی که شنیدم، سکوت دوست داشتنی تو بود... زیباترین احساساتم، گفتن دوست داشتن تو بود ... زیباترین انتظار زندگیم، حسرت دیدار تو بود ... زیباترین لحظه زندگیم، لحظه با تو بودن بود ... زیباترین هدیه عمرم، محبت تو بود ... زیباترین تنهاییم، گریه برای تو بود ... زیباترین اعترافم . . . . عشق تو بود . . . عاشقتم
+
تاريخ یکشنبه هشتم خرداد 1390ساعت 14:51 نويسنده هستی
|
|
|